مظهرپاکی وعدالت
عیدغدیرخم بودافضل زعیدها//زیراکه درغدیر نام ولایت رقم زدند

http://www.islamupload.ir/images/8dnsoyxpbwglouvxhqw9.jpg

مطربا چنگ بزن و دف بزن و تار بزن

بر جهان تار از آن یار وفادار بزن

دمی از مدح علی حیدر کرار بزن

یعنی آن روز که حق بود و دگر هیچ نبود

در پس پرده معبود علی بود به سجود

 
پرودگارا، به امر تو مي گويم: خداوندا دوست بدار هر كس علي را دوست بدارد و دشمن بدار هر كس علي را دشمن بدارد، و ياري كن هر كس علي را ياري كند و خوار كن هر كس علي را خوار كند، و لعنت نما هر كس علي را انكار كند و غضب نما بر هر كس كه حق علي را انكار نمايد.

 


ادامه مطلب  
[ پنج شنبه 8 اردیبهشت 1390  ] [ 1:46 AM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 1 ]
(حکیم سنائی غزنوی)

 

در اُحُد میر حیدر کرّار

یافت زخمی قوی در آن پیکار

ماند پیکان تیر در پایش

اقتضا کرد آنزمان رایش

که برون آرد از قدم پیکان

که همان بود مَرو را درمان

زود مرد جرایحی چو بدید

گفت باید به تیغ باز برید

بسته ی زخم را کلید آید

هیچ طاقت نداشت با دم گاز

گفت بگذار تا بوقت نماز

چون شد اندر نماز، حجّامش

ببرید آن لطیف اندامش

جمله پیکان ازو برون آورد

و او شده بیخبر ز ناله و درد

چون برون آمد از نماز علی

آن مر او را خدای خوانده ولی

گفت کمتر شد آن اَلم چون است

و ز چه جای نماز پر خون است

گفت با او جمال عصر، حسین

آن بر اولاد مصطفی شده زین

گفت چون در نماز رفتی تو

برِ ایزد فراز رفتی تو

کرد پیکان برون ز تو حجّام

باز نا داده از نماز سلام

گفت حیدر به خالق الاکبر

که مرا زین اَلم نبود خبر


 
[ شنبه 23 بهمن 1389  ] [ 8:46 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

 

(محمدعلی ریاضی یزدی)

 

گیرم که آفتاب جهان ذره پرور است

این بس مرا که سایه ی مهر تو برسر است

دولت به کام و محنت گردون حرام باد

تا ساغرت بگردش و تامی به ساغر است

ای دل چرا به غیر خدا تکیه می کنی؟

امید ما و لطف خدا از که کمتر است؟

بهر دو نان خجالت دونان چه می کشی؟

ای دل صبور باش که روزی مقدّر است

خاطر ز گفتگوی مکرّر شود ملول

الاّ حدیث دوست که قند مکرّر است

فرخنده نامه ای که موشّح به نام اوست

زیبنده آن صحیفه که او زیب دفتر است

نامی که با خدا و پیمبر ز فرط قدس

زیب اذان و زینت محراب و منبر است

پشت فلک خمیده که با ماه و آفتاب

در حال سجده روی به درگاه حیدر است

شمس ضحی، امام هدی، نور هل اتی

چشم خدا و نفس نفیس پیمبر است

در آیه ی مباهله این مهر و ماه را

جانها یکی و جلوه ی جان از دو پیکر است

وجهی چنان جمیل که از شدّت جمال

وجه خدا و جلوه ی الله اکبر است

نازم به دست او که یکی ناز شست او

از جای کندن در سنگین خیبر است

با اشک چشم، ابر کرم بر سر یتیم

با برق تیغ، صاعقه ای بر ستمگر است

جز راه او بسوی خداوند راه نیست

یعنی که شهر علم نبی را علی، در است

بر تارک زمان و مکان تاج افتخار

در آسمان فضل: درخشنده اختر است

قبرش درون دیده ی آدم که چشم او

در خاک هم بنور جمالش منوّر است

آوازش از ورای زمانها رسد بگوش

تصویرش از فراز افق ها مصوّر است

کمتر ز ذرهّ ایم و فزون تر ز آفتاب

ما را که خاک پای علی بر سر افسر است

وصف علی ز عقل و قیاس و خیال و وهم

وز هرچه گفته اند و شنیدیم برتر است

شد عرض ما تمام و حدیث تو ناتمام

حاجت به مجلس دگر و وقت دیگر است

طبع لطیف و شعر «ریاضی» به لطف و شهد

شاخ نبات خواجه ی شیراز و شکّر است1

1- مباهله: اشاره به قضیه مباهله با نصارای نجران است که پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت برای مباهله در محلی حضور یافتند و نصارای نجران از انجام آن منصرف شدند: مباهله تفریق و طلب مرگ یکدیگر است.


 
[ شنبه 23 بهمن 1389  ] [ 8:43 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

ای علم ملت و نفس رسول
حلقه كِش علم تو گوش عقول
ای به تو مختوم كتاب وجود
وی به تو مرجوع حساب وجود
داغ كِش نافه تو مشك ناب
جزیه ده سایه تو آفتاب
خازن سبحانی و تنزیل وحی
عالم ربانی و تأویل وحی
آدم از اقبال تو موجود شد
چون تو خلف داشت كه مسجود شد
تا كه شده كُنْیَت تو بوتراب
نُه فلك از جوی زمین خورده آب
راه حق و هادی هر گمرهی
ما ظلماتیم و تو نور اللّهی
آنكه گذشت از تو و غیری‌ گزید
نور بداد ابله و ظلمت خرید
وانكه ز تو بر دیگری دیده دوخت
خاك سیه بستد و گوهر فروخت


 
[ شنبه 23 بهمن 1389  ] [ 8:39 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

علی مرتضی میر خلایق
بزرگ عارفان نور حقایق
شعاع نور خورشید هدایت
نخستین موج دریای ولایت
علی جان جهان و نور هستی
یگانه مظهر عهد الستی
نباشد گر علی، عالم نباشد
شرف در دوده آدم نباشد
علی تنها كلید فهم قرآن
كزو پیدا شود اسرار پنهان
علی رمز وجود آفرینش
علی نور چراغ اهل بینش
علی بر حق، امام اولین است
شكوه آسمان، فرّ زمین است
علی مجلس فروز اهل راز است
ز خونش سرخ، محراب نماز است
علی بنیاد هستی را قوام است
علی اوضاع گیتی را نظام است
علی با ذوالفقارش گفت و گو داشت
خدا را در همه جا پیش رو داشت
علی سالار میدان نبرد است
به روز جنگ و هیجا مرد مرد است
علی مرد عطا؛ مرد سخا بود
علی لشكر شكن؛ خیبر گشا بود
ز نور او منور ملك هستی
زمین و آسمان بالا و پستی
علی نور و علی عشق و علی جان
به سختی چاره و بر درد درمان
علی امید جان، نور دل ما
علی آسان نمای مشكل ما
علی با درد جانش آشنا بود
تمام دردمندان را شفا بود
علی گاهی طبیب و گاه دهقان
گهی در كار كشت و گاه درمان
علی انسان كامل بود و عادل
نبُد یك دم ز كار خلق غافل
علی گنج نهانی سینه‌اش بود
چو آئینه دل بی كینه‌اش بود
علی بر كفش پاره پینه می‌زد
گره بر سینه بی‌كینه می‌زد
علی فرمانده حكم قضا بود
به منشور قدر فرمانروا بود
علی اسرار دل با چاه می‌گفت
گهرهای درون بنهفته می‌سفت
علی اندر تفكر بود دائم
به صبر و حلم، همچون كوه، قائم
علی اسلام را بود و نبود است
یگانه نسخه ملك وجود است
علی شب در عبادت بود بیدار
ولی در روزها پیوسته در كار
علی بر تیره شب، فجر سحر بود
یتیمان را به سر سایه پدر بود
علی هر روز تا شب كار می‌كرد
ولی با نان جو افطار می‌كرد
علی سرچشمه انعام و احسان
علی كانون فیض و قطب امكان
علی بوتراب از عالم خاك
به یك لحظه شدی تا قرب افلاك
علی نور خدا جان جهان است
مرا در وصف او الكن زبان است
"صالح افشار نویسركانی"


 
[ شنبه 23 بهمن 1389  ] [ 8:37 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.
درباره وبلاگ

بسمه تعالی دراین وبلاگ مذهبی که ازمولا ومقتدایمان حضرت علی علیه السلام سخن به میان است ودرموردولایت این رادمردتاریخ که دربازگشت ازسفرحج پیامبرعظیم اشان اسلام پسرعم وداماد خودرادرمیان انبوهی ازمسلمین که ازاطراف واکناف حضورداشتنداورا به ولایت خود منسوب فرمودروایات اهل نظربرای بازدیدکنندگان محترم درج وامیداست موردقبول حق تعالی قرارگیرد وبرای شیعیان جهان افتخاراست که عیدغدبرخم راازبزرگترین اعیادمی شناسندالتماس دعا عیدغدیرخم بودافضل زعیدها//زیراکه درغدیر نام ولایت رقم زدند مدیروبلاگ
نويسندگان
آمار سایت
كل بازديدها : 215043 نفر
كل مطالب : 293 عدد
تعداد کل نظرات : 49 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : جمعه 5 آذر 1389 
آخرین بروز رسانی : یک شنبه 15 شهریور 1394 
امکانات وب
تماس با ما



JavaScript Codes